اى جنگجوى جُربزه دار بدون باخت
چون تو کسى به هیمنه کافران نتاخت
ویران که شد به دست تو خیبر، از آن به بعد
قوم یهود قلعه مستحکمى نساخت
اى جنگجوى جُربزه دار بدون باخت
چون تو کسى به هیمنه کافران نتاخت
ویران که شد به دست تو خیبر، از آن به بعد
قوم یهود قلعه مستحکمى نساخت
پدرم آدم شریفی بود
یا علی از لبش نمی افتاد
چون که تاب و تب علی را داشت
هیچ موقع تبش نمی افتاد
علی ای آنکه به عالم، همه جا قبله نمائی
تو نمایی ز خدایی، که خدا را بنمایی
نه فقط قبله نمائی که تو خود کعبه عشقی
تو که خود قبله ی جانی ز چه از کعبه در آیی
به حکم عشق شدم دستبوس سلطانی..
که انبیا به درش میروند دربانی
گلیم کهنه این خانه را نخواهم داد
به زرق و برق دوصد قالی سلیمانی
هر کس بر آستان تو سر بر زمین شود
در چشم آسمان و زمین برترین شود
وقتی ابوتراب تویی ، خاکِ پای تو
برتر ز لوح و کرسی و عرشِ برین شود
باز شد از جگر سوخته راهی به نجف
طالبم طالب یک عمر نگاهی به نجف
شده مابین دوجا قبله نما سرگردان
گاه بر کعبه کنم سجده و گاهی به نجف
نیاز نیست که جسم مرا تکان بدهند
به نام تو نه به من، که به قبر جان بدهند
به یادگیری ِ پرواز زیر ایوانت
به جبرئیل بگو چند آسمان بدهند؟
نخواست تا که پرستش شوی، فضائلِ تو
میانِ سینهی شخصِ رسول مستوراند
به غیرِ ذات، همه… هرچه بوده از آغاز
به پای بوسیِ دستِ دعات ماموراند
کسی که از تو بگوید سر خمار ندارد
دلی برای گرو بازیِ قمار ندارد
به پای بند ندارد و پایبند نشسته
چرا که شبهه به لایمکن الفرار ندارد
از ازل مهر تو در سینه درخشید علی
گوش ما مدح کسی غیر تو نشنید علی
از هر انگشت تو دریای کرم می ریزد
کوه از برق نگاه تو بهم می ریزد
مایی که گشته ایم پریشانش این چنین
باید شویم خیره بر ایوانش این چنین
بیرون زده است خوشه ی انگور از ضریح
او رزق می دهد به فقیرانش این چنین
ای حاجتِ قدیمی دنیا! روا شدی
دنیای عرش بودی و دنیای ما شدی
دنیای بی تو ارزش خالق شدن نداشت
حُسنِ دلیلِ خلق، برای خدا شدی