شعر مدح و مناجات

اساس مذهب

کل دین،تفسیر قرآن،حرف حق این مطلب است
حب مولایم علی اصل و اساس مذهب است

مست حب ام،مستحب ارزانی زهاد باد
بردن نام علی واجب تر از نان شب است

مولانا امیرالمومنین

نمی خواهد دلم غیر از أمیر المؤمنینش را
همان که حق پسندیده است با او کل دینش را

#ولایت دارد او، یعنی که رزق آسمان با اوست
همان وقتی که روزی می دهد اهل زمینش را

عرشیان

چون رسید از خدا توان به علی
تڪیه داده ست آسمان به علی

عرشیان بعد پله ی هفتم
تازه دادند امتحان به علی

مسمط امیرالمومنین

تا هست بر سیاهیِ نقطه مدارِ چشم
بی ذوقِ وصل، سر نشود روزگارِ چشم
وقفِ قدوم پاکِ تو نقش و نگارِ چشم
گردی که ریزد از قدمت روی تارِ چشم
آیه به آیه می‌ شود آییـــنه دارِ چشم

در جوار علی

دلش برای رسیدن به او قرار نداشت
کسی که مهر علی داشت ; روزگار نداشت

نجف هوای دلش خالی از زمستان است
نجف کنار علی فصل جز بهار نداشت

فقط به عشق علی

آنکه را حُبِّ علی(ع) نیست به دل، از ما نیست
هرکه شد شیفته ی عشق علی(ع)، تنها نیست

سائل و ریزه خور و خادمِ درگاهِ توأیم
جز علی(ع) هیچکسی بر دل ما مولا نیست

غرق طلوع تو

غرقِ طلوعِ توست، شب انتظار هم
مست از شرابِ رؤیتم؛ اما خمار هم

گلدسته‌ام؛ خراب؛ ولی دائمُ‌الاَذان
ای أشهدت سرودِ لبم در مزار هم

یاد تو بودم

هرجا دلم شد غرق غم یاد تو بودم
هر وقت داغی دیده‌ام یاد تو بودم

بین صفا و مروه را با روضه رفتم
در سعی خود با هر قدم یاد تو بودم

بیچاره ام

بیچاره ام، دل خسته ام، زارم، نزارم
باز آمدم چون ابر بارانی ببارم

قلب سیاه و چشم خشک آورده ام من
اشکم نمی آید، گره خورده به کارم

یا قمر العشیره

زمین و آسمان را گرم یا قدوس و یا هو کرد
همینکه صحبت از زیبایی آن چشم و ابرو کرد

خدا وقتی بنا بود از رخ خود پرده بردارد
علی را آفرید و مرتضی عباس را رو کرد

پسرِ امّ بنین

پسرِ امّ بنین باشی و دریا نشوی؟
قمرِ هاشمیان باشی و رعنا نشوی؟

مطمئنم که ادب را ادب آموخته ای
می شود محترم و فاتحِ دلها نشوی؟

یا جواد الائمه

باز هم حرف کریم آمد وسط..احیا شدم
قطره بودم قطره ای که واصلِ دریا شدم

بی سرو سامانی ام را هیچ کس دیگر ندید
با نگاهی قدکشیدم سرورِ دنیا شدم..

دکمه بازگشت به بالا