شعر مدح و مناجات

خدایا ببخش

خطا کارم اما خدایا ببخش
من بینوا را خدایا ببخش
تو را جان زهرا خدایا ببخش
ببخشم خدایا خدایا ببخش

الهی الهفو

اگر این بار گنه روز حسابم باشد…
عافیت داشتنم نیز به خوابم باشد

من‌ اگر هیچ ندارم دل سوزان دارم
همه ثروتم این چشم پرآبم باشد

تَطْمَئِنُّ الْقَلب

کنارِ جانماز آرام دیدم اضطرابم را
الا یا تَطْمَئِنُّ الْقَلب، دریاب انقلابم را

فقط در تربتِ سجاده می‌روید گُلِ اشکم
فقط این باغبان از خار می‌گیرد گلابم را

لطف بیکران رقیه

نشسته ام رمضان را کنار خوان رقیه
منم گدای همین لطف بیکران رقیه

اگرچه رانده شدم از همه ولی به امیدی
رسانده ام سر خود را به آستان رقیه

عبد گنهکار

آمده عبد گنهکار، بگو می بخشی
با دلی زار و گرفتار، بگو می بخشی

چشم امید مرا تار نکن یا الله
باز هم حضرت غفار، بگو می بخشی

سفره باز است

سفره باز است بیایید غذا آماده است
هرکجا صحبت توبه است خدا آماده است

بهترین فصل پریدن به خدا اکنون است
بال پرواز بگیرید هوا آماده است

یارب ببخش

ناله در ناله صدایت می کنم یارب ببخش
آخرش خود را گدایت می کنم یارب ببخش
گرچه هرجایی شدم امّا به حقّ ِ فاطمه
سینه ام را مبتلایت می کنم یارب ببخش

آرام جان

میبینی آرام جان دل بی قراری را
پایان بده با امدن چشم انتظاری را

باید که ابی ریخت روی آه سوزان
با گریه مرهم میگذارم زخم کاری را

یک نظر کن

تا به کی باید برنجانم شما را یا حبیب..
یک نظر کن نوکرِ بی دست و پا را یا حبیب

حیفِ تو که نازِ هر درمانده ای را می خری
زود می بخشی ز ما جرم و خطا را یا حبیب

دلم تنگ شده

نظری کن که برای تو دلم تنگ شده
سینه تنگ و به هوای تو دلم تنگ شده

سائلم آمده ام کیسهء اشکم پر کن
بینوایم به نوای تو دلم تنگ شده

دلم شکسته

دلم شکسته مرا باز بیصدا بخرید
رسیده ام به ته خط از ابتدا بخرید

چقدر این رمضان ها بیاید و برود
نمیروم پی کارم دوباره تا بخرید

رَبَّنا

زبان عرض دعای مرا درست کنید
نمی روم که مرا در دعا درست کنید

رفیق‌ها همه دورم زدند و تنهایم
شدم خراب حسابی، شما درست کنید

دکمه بازگشت به بالا