دستش به زنجیر است و پایش را شکستند

دستش به زنجیر است و پایش را شکستند
با ناسزا بغض صدایش را شکستند

سجاده را از زیر پای او کشیدند..
تا حرمت یاربّنایش را شکستند

یا موسی ابن جعفر (ع)

با درد دوری درد چشم تر چه باید کرد
بابا که باشی دور از دختر چه باید کرد

در پاشدن ها و نشستن ها تعادل نیست
شیرازه وقتی وا شد از دفتر چه باید کرد

مادر…

امشب که به یمن‌ یار دلها خنک است
بشنو سخن مرا،سراسر نمک است
انگور نجف اگر چه در طعم تک است..
با سیب حجاز جلوه اش مشترک است!

فاطمه جانم

دیروز بود انگار عشقت در گلم رفت‌
گفتی علی!غم‌های عالم از دلم رفت..

دیروز بود انگار با تو پا گرفتم
خندیدی و آرام دستت را گرفتم

دیدی غمش آخر علی را خون جگر کرد

دیدی غمش آخر علی را خون جگر کرد
قرآن بخوان اسما که قرآنم سفر کرد

هرچند ساکت بود دلگرمی من بود
با رفتنش دیگر مرا بی بال و پر کرد

حجت اللهِ معظم زهرا!

حجت اللهِ معظم زهرا!
همه ی حُسنِ مجسم زهرا!

هر پیمبر به نگاهت محتاج..
جان پیغمبر خاتم زهرا

ببخش این بنده را

یا بسوزان درمیان شعله خاکستر شوم
یا ببخش این بنده را.ادم شوم بهتر شوم

بنده ی بد را زدن کاری ندارد.تو نزن
جای آن راهم بده در خانه ات نوکر شوم

بوی غم می آید

بوی غم می آید از شهر پیمبر بعد از این
می‌زند بر سینه اش الله اکبر بعد از این

ناله ی مسجد بلند و گریه مسجد بلند
چون به مسجد نیست احمد روی منبر بعد از این

سلام ای ماه من

سرآمد شب رسیده صبحم ای یار
سلام ای ماه من مشتاق دیدار

چرا پس سر زده؟جا خوردم اصلا
چرا روی طبق؟خوابم من‌ انگار

از یتیمی خسته ام

من که بعد از تو به کوه دردها برخورده ام
از یتیمی خسته ام از زندگی سرخورده ام

دخترت وقت وداعت از عطش بیهوش بود
زهر دوری تو را با دیده تر خورده ام

روح عاشقان

وقتی که روح عاشقان وابسته تن نیست
در مرگ فیضی هست که در زنده بودن نیست

من دیدمت با دل! بقیه را نمیدانم
هرجا که دل باشد جواب یار هم‌ لَن نیست

یا صاحب الزمان(عج)

دنیا زده به عزت دنیا نمیرسد
حیران غیر دوست به صحرا نمیرسد

باید بفکر بود که او فکر ماکند
مجنون بیخیال به لیلا نمیرسد

دکمه بازگشت به بالا