یا امام حسن(ع)

این کوچه های شهر,غم را تازه میکرد

یاد همان روزی که اینجا مادر افتاد

یاد همان روزی که مادر زخم خورد و…

گوشواره اش چند تکه شد دور و بر افتاد

آقای من

می برد از دل عالم غم تو غم ها را
می خرد لطف تو از دم همه دم ها را

توبه ها را به تو دادند همان روز ازل
تا تو آدم بکنی تک تکِ آدم ها را

راه خدا

راه خدا که جز رهِ پیچ و خمش نبود
حیدر اگر نبود نبی پرچمش نبود

چون با خدای خویش علی همنشین شده
این نان و این نمک سر سفره کمش نبود

مادر

خدا سند زده دل را به نام مادرها
فتاده لیلی لیلا به دام مادرها
بهشت و عرش برین زیر پای مادرهاست
چگونه شرح دهم از مقام مادرها

شب و روزام اینطوری سر نمیشه

شب و روزام اینطوری سر نمیشه
بدتر از این میشه بهتر نمیشه
دلمو به گهواره ش خوش نکنین
اینا واسم علی اصغر نمیشه

فدایت بشوم

اول از نور رخت آینه را حیران کن
هر چه خواهی پس از آن چهره ز ما پنهان کن

نتوانستم اگر بوسه به دستت بزنم
بلدم پات بیُفتم به من اطمینان کن

شعر ولادت حضرت امام حسین(ع)

پنج تن با گل روی تو تماشایی شد
عرش از یمن قدوم تو گل آرایی شد

همه یکجور به فکرند که دورت باشند
سر جُنباندن گهواره چه دعوایی شد

یا مظلوم

بعد از تماس دست تو با دست یخ کردم
افتاد اشک گرم تو بر گونه ی سردم

خورشید تو حالا شده رنگین کمان تو
سرخم… کبودم… سبزم و نیلی ام و زردم

من آمدم

ما را اسیر درد و غم خویشتن مکن
تنببه مان به فاصله انداختن مکن

من امدم به خیمه تو تا ببینمت
حال مرا چو حال اویس قرن مکن

اسیر درد و غم

ما را اسیر درد و غم خویشتن مکن

تنبیه مان به فاصله انداختن مکن

من آمدم به خیمه تو تا ببینمت

حال مرا چو حال اویس قرن مکن

ای کاش

ای کاش نامه ام را از یار می نوشتم
در لحظه فراق از دیدار می نوشتم

حالا که با رقیه در راه این دیاری
ای کاش از خرابه از خار می نوشتم

این محرم هم گذشت

عمر چندین ساله ام اندازه یک دم گذشت
خوب شد عمرم میان مجلس ماتم گذشت

ماه ها ما منتظر ماندیم پای ماه تو
چشم بر هم خورد دیدیم این محرم هم گذشت

دکمه بازگشت به بالا