سلام بیرق پرچم,سلام ماه عزا
سلام حضرت زینب,سلام خون خدا
دوباره آمده ایم و عزا به پا کردیم
برای ماتمان روضه ها به پا کردیم
شعر محرم و صفر
بوی اسپند ز ماتمکده ها می آید
بوی سیب از حرم خون خدا می آید
همه جا پر شده از زمزمه وای حسین
ماه جانبازی شاه دو سرا می آید
رنگ سیاه و سرخی پرچم رسیده است
شان نزول سوره ی مریم رسیده است
شال و لباس مشکی مارا بیاورید
حی علی العزا که محرم رسیده است
پشتم از بار گناهم بخدا خم شده است
اتصالم به کریمان چقدر کم شده است
پرچم گنبد تو خصلت دیگر دارد…
این همان چادر زهراست که پرچم شده است
میگن محرم که ز راه میومد
امام رضا کتیبه ها رو میزذ
میگفت الهی که برات بمیرم
کی پهلوت و با سرِ زانو میزد
درسینه ام ولای شما موج می زند
شوق حریم کرب و بلا موج میزند
اینجا نشسته ایم که شایدنظر کنی
اینجا که ازدحام گدا موج می زند
مُحرم آمد و در سینه,خیمهْ غم زده است
دوباره فصل جنون مرا رقم زده است
دوباره هر شب من رنگ کربلا دارد
وَ غم به گنبد قلبِ غمین عَلَم زده است
شکر خدا زهرا دوباره رزق این نوکر نوشت
با دست بشکسته مرا روزی خور این در نوشت
هرگز نمی کردم گمان اینجا مرا راهم دهند
نام مرا در بین نوکر ها خودش آخر نوشت
این روزها که حال و هوایم بهاری است
یک آسمان ستاره ازاین چشم جاری است
بوی محرمت همه جا را گرفته است
حالا نصیبم از غم تو آه و زاری است
نسیم روضه وزیده محرم آمده است
زمان گریه به ارباب عالم آمده است
دوباره بیرق وپرچم دوباره طبل و کتل
که ماه مرثیه وغصه و غم آمده است
داغ هیچ غمی به این نمیرسه
منو می کُشه همین ” نمیرسه “
بذار اربعین بیام کرب و بلات
آسمون که به زمین نمیرسه…
یاسین قاسمی
ز راه دور که آمد صدای پای محرم
ندا رسید حسینیه ها, عزای محرم
چگونه شکر نمایم که از سرادق گردون
به گوش میرسد این بار هم صدای محرم