شعر ولادت اهل بیت

بی بی جانم

اشکیم و می چکیم به پای شما فقط
تقدیم می شویم برای شما فقط
قلب تمام ما شده جای شما فقط
اصل است تا همیشه رضای شما فقط

حضرت عشق

قلم به دست شدم بعد مدتی بانو
بگویم از تو و از شان شوکتى بانو

قلم بدست شدم تا فضائلت گویم
بگویم از تو که دریاى رحمتى بانو

یا زینب(س)

گریه‌ی عشاق برای هم است
سینه‌شان تنگِ صدای هم است

آنچه دلِ ایل مرا می‌بَرَد
گیسویِ در باد رهایِ هم است

بی بی جان

شمس حجاب کبریا زینب است
تجلی شرم و حیا زینب است
روح مناجات و دعا زینب است
شان نزول انما زینب است

عقیله بنی هاشم

وقتش شده باید شبِ غم را رها کرد
تا میکده رفت و بساطی دست و پا کرد
بهتر از امشب هم مگر تقویم دارد؟
ساقی بده پیمانه ای تا عقده وا کرد

عقیله العرب

همیشه زنده از آن است نامِ عاشورا
همیشه هست کنارِ امام عاشورا

شهید عصر دهم زنده ماند با زینب
قیام اوست ترازِ قیام عاشورا

شور میلادت

آشتی می کند دلم با عشق
در شب ابری تولّد تو
بال ها می زند کبوتر شوق
در دل آسمانی خود تو

یا امام حسن عسکری

با دست خالی آمده‌ام سامرایی‌ام
آقا نگاه کن به مرام گدایی‌ام
مِهرت به اوج می‌کشد از بی‌نوایی‌ام
اهل شما نباشم اگر، پس کجایی‌ام؟

ابنُ الجواد

سپاس و حمد خدا را که ناز و نعمت داد

به نسل‌های بشر ذات پاکِ فطرت داد

زبان برای تشکر، دهان برای بیان

نفس برای حیات و بدن به قدرت داد

ایها العشق

تو به ما نور را نشان دادی!
ایها العشق! ایها الهادی!

ای دلیلِ طراوتِ چشمه!
روشنابخشِ هرچه آبادی!

کبوتر حرم

اجازه هست مرغ دل, کبوتر حرم شود
و با فرشته های وحیِ عشق, هم قدم شود

اجازه هست این کبوتر نشسته در حرم
پر شکسته اش برای مدح تان قلم شود

محضر خورشید

نوبت عشق است و کاروبار حرام است
هرچه بجز گفتن از نگار حرام است
جبر تو گر هست اختیار حرام است
محضر خورشید سایه سار حرام است

دکمه بازگشت به بالا