عزیزم این دم آخر مرا عذاب نده
گُل امید علی را به دست آب نده
سلام های مرا شهر بیجواب گذاشت
تو هم سلام مرا خواستی جواب نده
عزیزم این دم آخر مرا عذاب نده
گُل امید علی را به دست آب نده
سلام های مرا شهر بیجواب گذاشت
تو هم سلام مرا خواستی جواب نده
شرط پیغمبر شدن وقتی ولای فاطمهاست
کیمیایِقرب، خاک زیر پای فاطمهاست
سائل درگاه اویند انبیاء و اولیاء
خوشبهحال هرکه در دنیا گدای فاطمهاست
آب زنید راه را آب حیات آمده
کوثر کوثر نبی، علی صفات آمده
علیمه و فهیمه ی فاطمیات آمده
قمر به سجده رفته چون بدر جمیله می رسد
دیده ی جهل کور شد زآنکه عقیله می رسد
هم آفتابی و هم سایه بر سرم داری
یک آسمان کرم و لطف دم به دم داری
تو آیتی ز بهشتی که آمدی ایران
به روی دوش خودت بیرق کرم داری
می بنوش از پیالهی توحید
سجدهای کن حوالهی توحید
میرسد از سلالهی توحید
آنکه در عرش احمدش خوانند
در زمین هم محمدش خوانند
ما چشم به احسان کریمان داریم
شوق نمک خوان کریمان داریم
در سفره ی خود نان کریمان داریم
با رزق کریمان چو بسازیم همه
از خلق همیشه بی نیازیم همه
ای بزرگ, ای جلیله, یا زینب
ای عزیز قبیله, یازینب
ای عقیله, عقیله, یازینب
عمه ی بی بدیله, یازینب
سر آورده سر آورده
سر ماه مرا بر نیزهها همراه هفده اختر آورده
سری که از تنور خانهی خولی رسیده روی نی, خاکستر آورده
سری را هم برای خواندن قرآن و چوبِخیزر آورده
زینب ای عمه ی صبور حرم
رشته ی محکم حضور حرم
ای امید و پناه اهل البیت
شیرزن, تکیه گاه اهل البیت
چشم نیاز دوختم به راه صاحبالزمان
امید بستهام به یک نگاه صاحبالزمان
امید بستهام ولی چقدر پُر توقعام
چشم گناهکار و روی ماه صاحبالزمان
هرکس که دل ازخویشتن کندهاستاینجا
در دام دلدار ازل بند است اینجا
از جاننثاریهای مجنون دور لیلی
پیداست نرخ عاشقی چند است اینجا
سر می گذارم بر سر دیوار روضه
وقتی که می افتم به یاد یار روضه
عرض ارادت می کنم بر آن مسیحی
که روی دوش خود گرفته دار روضه