امیر عظیمی

گریه بر مظلوم

سنت سینه‌زنی دل را معطر می‌کند
گریه بر مظلوم چشمان را مطهر می‌کند

سرنوشت اشک در هیئت نوشته می‌شود
روزی یک‌سال را روضه مقدر می‌کند

علیّ ِمرتضی آمده

گدا گدا باز گدا آمده
از همه سو، از همه جا آمده
به خاکبوس این سرا آمده
چون به حرم شاه سخا آمده
علی، علیّ ِمرتضی آمده

ام البنین

ام البنین دیگر پسر داری؟! … نداری!
دور و بر خود شیر نر داری؟! …نداری!

یک آسمان ماه و ستاره داشتی، حال
در آسمان خود قمر داری؟!.. نداری!

صدا آمد صدا آمد

صدا آمد صدا آمد
صدای رد پایی آشنا از کوچه‌ها آمد

صدای پای احمد بوده یا اینکه زنی گلبرگ پیکر
چادر آزادگی و بندگی بر سر
خرامان می‌رود همتای پیغمبر
در و دیوار در سجده

سلام ای سر

سلام ای سر خونین، سر برادر من
سرت چه‌ها که نیامد عزیز مادر من

لبی که بوسه بر آن می‌زده‌ست پیغمبر
یزیدمی‌زندش چوب، خاک بر سر من

محب

ای کشتی نجات بشر دستمان بگیر

ماییم غرق موج خطر دستمان بگیر

بر ما که در کمین بلا گیر کرده‌ایم

با چشم مرحمت بنگر دستمان بگیر

می‌کشم منت

چه‌کنم این‌قدر احسان و محبت را باز
تابه‌کی شکر کنم این‌همه نعمت را باز
رزق‌من تربت اصل تو نگردید حسین
می‌کشم منت جاروکش هیئت را باز

یا صاحب‌الزمان

چشم نیاز دوختم به راه صاحب‌الزمان
امید بسته‌ام به یک نگاه صاحب‌الزمان

امید بسته‌ام ولی چقدر پُر توقع‌ام
چشم گناهکار و روی ماه صاحب‌الزمان

طور

شهر پر از شعشعه ی نور شد
کوچه پر از همهمه و شور شد
خانه پیغمبر ما طور شد
تجلّی خدای موسا رسید

فاطمه یافاطمه

چله نشین صدفم، دُر شدم
از نفحات نبوی پر شدم
بنده ی دل تا که شدم، حُر شدم

روی لبم نشسته این زمزمه
فاطمه یافاطمه یافاطمه

اسم اعظم

ذکر شریف فاطمه را هر که دم گرفت
سمت خدای خویش به سرعت قدم گرفت

“یافاطمه” عزیزترین اسم اعظم است
این ذکر را امان زمان دم‌به‌دم گرفت

جلوه ی الله اکبر

زهرا محلّ جلوه ی الله اکبر است
آیینه ی تمام نمای پیمبر است

کوثر عطیّه ایست خدا داده بر رسول
زهرا عطیّه، اُمّ اَبیها و کوثر است

دکمه بازگشت به بالا