شعر شهادت اهل بیت

یا مظلوم

از این حرم نفسِ مستجاب را ببرید
هزار فیض، هزاران جواب را ببرید

دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
دعای حضرت عالیجناب را ببرید

من خاک پاهای امیرالمؤمنینم

من خاک پاهای امیرالمؤمنینم
من در پناه صاحب حصن حصینم
جان می دهم در پای عشق آتشینم
عشق علی و فاطمه شد اصل دینم
می جوشد از قلبم به جای خون یقینم
ام القمر ام الوفا ام البنینم

من غلامی از غلامان امام هادی‌ام

من غلامی از غلامان امام هادی‌ام
شکر می‌گویم مسلمان امام هادی‌ام

مدح او را هرچه خواندم انتهایی که نداشت
سال‌های سال حیران امام هادی ام

یا علی النقی(ع)

ما غلام و شاهمان هادی سلام الله علیه
دلبر دلخواهمان هادی سلام الله علیه
در شب غم ماهمان هادی سلام الله علیه
شد چراغ راهمان هادی سلام الله علیه

عاشقان عالمی دگر دارند

عاشقان عالمی دگر دارند
چشم‌هایی همیشه تر دارند

پیرزن‌های کربلایی از
غم اُمّ‌البنین خبر دارند

یا ام البنین(س)

ز داغ تو دو چشم من گوهر از دیده افشاندن
ابالفضلم کجایی که به در چشمان من ماندن

شنیدم پیش طفلان پیکرت با نیزه بالا رفت
تو را کشتند نامردان دلم را سخت سوزاندن

یا ام البنین(س)

سوگند به فرزند های راستینش
گشتیم و پیدا نیست در عالم قرینش

همراه زهرا مرتضی هم آفرین گفت
بر دامن پاک ابالفضل آفرینش

اُمُّ‌الشهید

ای سفره‌دار، سفره‌ی اعیانی‌ات قبول
اُمُّ‌الشهید، لشکرِ قربانی‌ات قبول

ای مشکِ چشم‌های تو نذرِ لبِ حسین
ای آسمان، زیارتِ بارانی‌ات قبول

ام البنین شدم که شوم یاور حسین

ام البنین شدم که شوم یاور حسین
گل پرورش دهم بشود پرپر حسین
قصدم نبود اینکه شوم مادر حسین
هستند دختران علی در بر حسین
هستند مثل فاطمه در باور حسین

شب روضه ست شب روضه ی یک روضه بگیر

شب روضه ست شب روضه ی یک روضه بگیر
شب یک لطمه زن و‌گریه کن و مادر پیر
شب یک شیرزنی که همه اولادش شیر
شب یک گریه کن روضه ی جانسوز حصیر

امّ سقا

خدا چون دید آن لب تشنگان بیت دریا را
تفضل کرد بر ساقی کوثر امّ سقا را

خدا شیر آفرینان را کند دمساز با شیران
کند ام البنین روشن تنور بیت زهرا را

ز ناله تو در آمد فغان بى خبران

ز ناله تو در آمد فغان بى خبران
چه کرد گریه تو با قلوب رهگذران

به پرسش تو جوابى نداده است کسى
بگو مگر که چه پرسیده اى ز همسفران

دکمه بازگشت به بالا