یک نظر کن سوی من خیلی گرفتارم هنوز
زار و مضطر آمدم محتاج غمخوارم هنوز
من به امید آمدم رو برنگردان از گدا
حال و روزم را عوض کن تا نفس دارم هنوز
یک نظر کن سوی من خیلی گرفتارم هنوز
زار و مضطر آمدم محتاج غمخوارم هنوز
من به امید آمدم رو برنگردان از گدا
حال و روزم را عوض کن تا نفس دارم هنوز
در پس پرده ایی ای عشق ولی در پیشت
ماه هم قدرت ابراز ندارد این قدر
در پس پرده ایی و حق مسلم با توست
یوسفی مثل شما ناز ندارد این قدر
هرچند با این ادعا همّت ندارم
جز دیدن رخسار تو حاجت ندارم
سرمایه ای که داده بودی رفته از دست
دستان من خالی شد و فرصت ندارم
غرق معصیتم و زندگی ام رو به زوال است
یک نظر کن به گدایت که دگر بی پر و بال است
بسکه دلبسته ی دنیایم و دور از توام انگار
منتظر بودن من بهر فرج امر محال است
شکسته بال و پرم، وا نمی شود بالم
از این خراب تر آقا نمی شود حالم
هنوز هم که هنوز است در مسیر جنون
به پختگی نرسیدم، چو میوه ای کالم
غمِ دوری و فراق تو عذابم کرده
معصیت عاقبت کار، خرابم کرده
قطره ای اشک، به گلدان دو چشمم برسان
دیدهء خشک، بیابان و سرابم کرده
نوکرت از هر که دیدم یک سروگردن سر است
نان خور ارباب بودن آبروی نوکر است
گر چه از بوسیدن روی تو محرومم ولی
خاک بوسی تو کارم تا به روز محشر است
همه َش براى خودت، آبرو به ما ندهید
غذا زیادتر از جنبه یِ گدا ندهید
به درد عشق رسیدن، دو سوم قرب است
هزار درد که دادید، پس دوا ندهید
تا مرا در گناه دید حسین
زودتر از همه دَوید حسین
باید از او فقط شنید خدا
باید از ما فقط شنید: حسین
باران که می بارد تو را در یاد آورده
در ماتم تو رعد هم فریاد آورده
بی شک برای رقص پرچم بوده که خالق
از عرش ، سوی کربلایت باد آورده
روز را شب می کنم با درد بی بال و پری
هیچ دردی نیست از این درد ، درد بد تری
ماجرای من شده مانند مرد یخ فروش
آب دارد می شود عمر و ندارم مشتری
دنبال کبریایى؟! بى کبر و بى ریا باش
وقت اداى دینت فارغ ز هر ادا باش
راه سلوک نوکر از جاده ی سکوت است
وقت نظر گرفتن یک گوشه بیصدا باش