فاطمیه 1402

یا زهرا(س)

تصویرِ هجرِ تو که به ذهنم خطور کرد
آهِ فراق،آینه ام را نَمور کرد

جز “اشک” چیست چاره ی یوسف‌ندیده ها!
یعقوبِ چشم هایِ مرا گریه کور کرد

وای مادرم

طوری شده خانه حسن هر بار می گرید
انگار همراهش در و دیوار می گرید

رازی میان سینه دارد که نمی گوید
هر وقت کوچه می رود بسیار می گرید

یا فاطمه الزهرا(س)

تا به کِی باید که در یادِ تو گریان سوختن
تا کجا از دوری‌ات ای سبز دامان سوختن

گرمیِ این روضه‌ها از ناله‌ی عشاقِ توست
آه می‌چسبد برایت در زمستان سوختن

زهرای من

خیره می‌گردد حسن هر روز هر ساعت به در
خیره می‌گردم ولی باشرم با حسرت به در

چشم می‌دوزد حسین این روزها بر بسترت
چشم می‌دوزد ولی زینب در این مدت به در

دکمه بازگشت به بالا