پوریا باقری

شعر روضه حضرت زهرا(س)

چرا کنارِ علی , پوشیه به سَر داری؟
ندیده ام که کنارم نقاب برداری

همیشه سینه سِپَر بوده ای عزیزِ دلم
چرا خمیده شدی , دست بر کمر داری؟

شعر روضه حضرت زهرا(س)

چند روزی بیشتر, این خانه مادر دار نیست
چند وقتی میشود که مادرم هشیار نیست

فضه آرامش بکن… خونابه ها را جمع کن
این صدای سرفه های قبلی هربار نیست

صـدا صـدای دَر و مـادری که پشـتِ دَر است

صـدا صـدای دَر و مـادری که پشـتِ دَر است
صدا صدای شکستن , دَری که شعله ور است
حـرامـزاده چـنـان با لگد به دَر کوبـیـد ,
که بارِ شیشه شکست و دو دست , روی سَر است

سالها منتظرم , تا که بیایم به حرم

سالها منتظرم , تا که بیایم به حرم
به سرم شوقِ وصال است, به سویت بپرم
بخدا خسته شدم , لطف کن آقا , بِبَرم
همه رفتند , کسی نیست دگر دور و بَرم

دکمه بازگشت به بالا