شعر ولادت اهل بيت (ع)

زینت شیر خدا

وقتی شراب ناب در میخانه ها جور است
پس میکده تنها پناهِ عبد مخمور است
ساقی علی و ساغر میخانه کوثر شد
هر کس که مهمان شد سر این سفره ، منصور است

یا زینب(س)

آشتی می کند دلم با عشق
در شب ابری تولّد تو
بال ها می زند کبوتر شوق
در دل آسمانی خود تو

شعر ولادت حضرت زینب(س)

اگر نشانه اى از کوه و آبشارى هست
اگر خزان مرا شوقى از بهارى هست
اگر که از سرِ لطف تو بى قرارى هست
اگر که بال و پرى هست..اعتبارى هست

ای صاحب کرببلا

والا ترین بانوی دنیا بعد زهرا
با تو شود تکرار زهرا بعد زهرا

ای صاحب کرببلا بعدِ برادر
ای صاحب عرش معلیٰ بعد زهرا

دلدار حسین

فزون از حد تصویری فراتر از خیالاتی
ز هر وصفی تو بالاتر غنی تر از عباراتی

خداوندی که دارد این همه اعجاز در خلقت
تو با حسن کمالت این خدا را راه اثباتی

حسن تو بی‌نهایت

روی تو برده رونق ماه تمام را
مجذوب کرده جلوهٔ تو خاص و عام را

حسن تو بی‌نهایت و فضل تو بی‌شمار
مبهوت مانده‌ام بنویسم کدام را

ابن الرضا

با تو درنسل حسین ابن علی آمد حسن
شادمان از این ولادت بوده صد درصد حسن

توشدی ابن الرضای سوم این خاندان
پس نوشتم سامرا ابن الرضا،مشهد حسن

تلالوء‌نور خدا

تلالوء‌نور خدایی‌حسن
جمال ذات کبریایی‌حسن
خدا، خدا‌، خدانمایی‌حسن
ذکر شریف تو چه‌ها می‌کند
“حسن‌حسن” شور بپا می‌کند

حاصلِ عشق

بار دیگر فضا مُعَطَّر شد
همه جا روشن و مُنَوَّر شد
حاصلِ عشقِ بینِ شمس و قمر
پسری شد که تاج هر سر شد

فرزندِ علی

از سیره ات پیداست فرزندِ علی باشـــی
زندان به زندان بند در بندِ علــی باشـــی

جز زهر آبِ خوش نخواهی خورد در زندان
وقتی حســن باشی و فرزندِ علــی باشـــی

عشقِ

دوباره دفترِ شعرم پر از «حسن جان» است
به سرزمینِ غزلواره؛ واژه‌باران است

چه ریسه‌ای‌ست، که تسبیحِ نور، بافته‌اند
برای ذکرِ من امشب ستاره‌بندان است

میل زیارت

از همه زندگی ام عشق فقط حاصل شد 

عشق حرفی است که از کنج لبت نازل شد  

گر چه جولانگه تو پهنه ی اقیانوس است 

کشتی مهر تو را کنج دلم ساحل شد 

دکمه بازگشت به بالا