شعر شهادت حضرت زهرا (س)
ادخلوها بسلامٍ
فهمید عالم رحمت سرشار را؟ نه
راز دل گنجینه الاسرار را؟ نه
او نیمه ی شب درد را از یاد برده
اما دم “الجار ثم الدار” را نه
در آستان “ادخلوها بسلامٍ”
گل را پذیرا می شوند و خار را نه
روح الامین را می شناسد خانه ی او
اما هیاهو و هجوم نار را نه
جانم فدای آن کسی که بین کوچه
جان می دهد، یک تار موی یار را نه
از ضربه سیلی نوشته “بیت الاحزان” *
اما کنایه، حرف معنادار را، نه
شاید ببخشد زهر را مظلوم کوچه
اما یقینا آن در و دیوار را نه
داغ شهیده خلق را از پای انداخت
اما نمی دانم چرا مسمار را نه
گفته لهوف از روضه گودال، آری
اما عبور از کوچه و بازار را نه
محسن حنیفی