شعر شهادت اهل بيت (ع)

اشعار ویژه (پیشنهادی)

رحم کن بر دل علی

مثل ابر بهار می بارم، رحم کن بر دل علی زهرا
چاره ی لحظه های دشوارم، رحم کن بر دل علی زهرا

اندکی تا دم سحر مانده، تازه آغاز دردسر مانده
لحظه ها را چگونه بشمارم؟! رحم کن بر دل علی زهرا

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

بیخبر از اتفاق کوچه

شعله زد دیوار از تنهایی اش، در بعدازآن
آشیانه سوخت در آتش،کبوتر بعدازآن

پشت در سرگرم صحبت بود اما ناگهان
شعله اول سمت چادر رفت،معجر بعدازآن

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

یگانه

مردی یگانه بود و بانویی یگانه
آهسته می‌رفتند از خانه شبانه

همراه هم بودند مثل دو غریبه
پهلو به پهلو، پا به پا، شانه به شانه بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

در محضرت

در محضرت همیشه گرفتار میرسم
با دست خالی و دلِ بیمار میرسم

آقا بدون لطف تو افسرده می شوم
درشعرخود دوباره به تکرار میرسم بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

به احترام علی

به رسم فرقه ی عشاق ساده باید مُرد
به احترام علی ایستاده باید مُرد
چه بی اراده و چه با اراده باید مُرد
برای غربت این خانواده باید مُرد بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

نان نپز جان من خطر دارد

پا شدی از میان این بستر، نکند اتفاقی افتاده؟!
بسته ای چادرت به دور کمر، نکند اتفاقی افتاده؟!

پاشدی تا کمی قدم بزنی، آب و جارو به این حرم بزنی
بازویت خوب شد مگر مادر؟! نکند اتفاقی افتاده؟!

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

نیلوفرانه ترین یاس شهر

اگر می توانی بمانی بمان
عزیزم تو خیلی جوانی بمان
تو هم مثل من نیمه جانی بمان
زمین‌گیر من،آسمانی،بمان

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

خالی مکن دور و برم را

با رفتنت خالی مکن دور و برم را
پاشیده تر از این مگردان لشگرم را
ای نیمه ی مجروح من ای کاشبا تو
در خاک بگذارند نیم دیگرم را
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

بی‌حرم می‌مانی

 

وای از این بازی، که تو با صبرِ حیدر می‌کنی
چشم بر هم می‌نهد، چادر که بر سر می‌کنی

آه! ای «اَمّن یُجیبِ» دختران بی‌پناه!
زینبت را پس چرا این گونه «مضطر» می‌کنی؟

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اهل بيت (ع)

درد غربت

بر تاج عرش نوشته شده “لافتا علی”
“یا مظهر العجائب و یا مرتضا علی”
من بوده ام ملیکه و هم کفو با علی
دستان سرنوشت مرا برده تا علی

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن