شعر ولادت امام حسين (ع)

حسین من

شد زمین زیباتر از خلد برین
آمده از ره نگار نازنین
در میان مه جبینان، مه جبین
خادم دربار او روح الامین
می‌برد دل از امیرالمومنین
عاشق رویش خداوند مبین
ازنگاهش جان گرفته عالمِین
کیست این محبوبِ حق، یعنی حسین

این پسر باشد امید ماسوا
این پسر باشد عزیز مصطفی
این پسر باشد چراغ انبیا
این پسر باشد پناه اولیا
این پسر باشد تمام هست ما
این پسر باشد امیر کربلا
روی حق در روی او پیدا بوَد
این پسر از عالم بالا بوَد

آیه‌ی عشق آمده درباره اش
(چاره جویان تا ابد بیچاره اش)*
آدم و نوح و خلیل آواره اش
در بغل چون جان گرفته ساره اش
فطرس آمد جانب گهواره اش
بوسه گیرد از رخ مه پاره اش
فاطمه گوید به آوای جلی
شد علی محوِ حسین بن علی

مستم از جام سبوی این پسر
در فضا پیچیده بوی این پسر
دل بوَد پابست موی این پسر
چشم جمله خلق سوی این پسر
نورِ ماه از نور روی این پسر
دیدنی باشد گلوی این پسر
ماه را وقت دل ارایی شده
فاطمه سرگرم لالایی شده

وقت لالایی دو دیده تر کند
صحبت از گهواره‌ی اصغر کند
صحبت از یک لاله‌ی پرپر کند
صحبت از انگشت و انگشتر کند
صحبت از کنج تنور و سر کند
صحبتی از چوب و طشت زر کند
تا سحر در گفتگوی نیزه بود
صحبت از قرآنِ روی نیزه بود

هست خالی جای زینب خواهرت
ای حسینم من بقربان سرت
کاش در گودی نیفتد پیکرت
کاش زیر پا نماند اکبرت
کاش دو قسمت نگردد اصغرت
کاش پاشیده نگردد حنجرت
ای فدای گیسوی چون سنبلت
کاشکی قاتل نگیرد کاکلت
محمود اسدی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا