عزیزم حسین(ع)
خواهرت از سفر اومد عزیزم
شب هجرون به سر اومد عزیزم
اینجا بود صدای پهلوت در اومد
اگه گریهمون در اومد عزیزم
میون اونهمه جنجال یادمه
اینجا بود که رفتی از حال یادمه
ذوالجناحت برامون خبر آوورد
که زمین خوردی توو گودال یادمه
یادته چقدر برات ناله زدم
برا ضعف دست و پات ناله زدم
نیزه خوردی جای آب توو قتلگاه
تا رسید بهم صدات ناله زدم
من با این دل حزین چیکار کنم
حال و روزم و ببین چیکار کنم
لحظه ی جداییمون گریه داره
حالا بعد اربعین چیکار کنم
من عجب غم علمداری دیدم
روز بدتر از شب تاری دیدم
منی که سایه م و همسایه ندید
آخرش چه کوچه بازاری دیدم
داره انگار بوی مادرم میاد
بوی موی علی اکبرم میاد
پاشو عمّه جان ازم حالی بپرس
قدّ خم ببین به پیکرم میاد؟
رو دلم غم یه دنیا رو ببین
روضه دختر و بابا رو ببین
این سفر رقیه ت و ازم گرفت
نمک زیارت ما رو ببین
خمیده خمیده از راه اومدم
آخ که با غمای جانکاه اومدم
زیر خاک گذاشتمش با پیرهنش
به یاد خرابه با آه اومدم
غم زیاده ازم از یه غم نپرس
بعضی چیزارو زیاد و کم نپرس
دل شاه لافتی را خون نکن
از توی کاخ یزید ازم نپرس
حبیب اولیایی فر