دستای خالیمو کی جز تو میبینه
هرشب پای حرفام کی جز تو میشینه
اغفرلنا گفتم یاربنا رحمی
درد دل من رو تنها تو میفهمی
دستای خالیمو کی جز تو میبینه
هرشب پای حرفام کی جز تو میشینه
اغفرلنا گفتم یاربنا رحمی
درد دل من رو تنها تو میفهمی
آمده عبد گنهکار الهی به علی
آمده بنده سربار الهی به علی
روسیاه آمده ام روی مرا رد نکنی
من خطاکار و تو غفار الهی به علی
شب قدره و دلم بدجوری تو هول و ولاس
برا بخشیده شدن رضای تو شرط خداس
دنیا بین من و تو فاصله انداخته اقا
خیلی وقته نوکرت قافیه رو باخته اقا
مرتکب شد روسیاهی اشتباه دیگری
اشتباهی مرتکب شد روسیاه دیگری
نامه ی اعمال من پر بود از کار گناه
ثبت شد در کارهای من گناه دیگری
جز سفرهی کرامت مولی الموالیام
حاجت نبرده پیش کسی دستِخالیام
از تو به غیر مهر و محبت ندیدهام
با اینکه دیدهای چه قدر لاابالیام
ابرم و نشد که بارونی باشم
عبدِ صالحی که میخونی باشم
دستم از سفره شعبون خالیه
نشد آماده ی مهمونی باشم
برای دردهایم روز و شب فکر دوا کردم
برای جرعه ای از جام فیض تو دعا کردم
تو گفتی رَتِّلِ اَلْقُرْآنَ تَرْتِیلاً ، به روی چشم
رسیدم تا به اُدْعُونِی تورا از جان صدا کردم
گذشت کن که بسی اشتباه آوردم
دلی شکسته به شوق نکاه آوردم
عذاب بدتر از این کم محلی ام بکنی
مرا ببخش که بار گناه آوردم
بنده ی بی چشم و رو را بندهپرور خواسته
آمده ماه اجابت کردن هر خواسته
آی صاحبخانه!مهمان آمده..،ردش نکن
حاجتش را سائلات تنها از این در..،خواسته
تشنه ام! آب در این مشک ندارم چه کنم
آمدم گریه کنم اشک ندارم چه کنم
طبل رسوایی من را سر بازار زدند
آبروریزی من را همه جا، جار زدند
بال خوب است که توفیق پریدن باشد
سفره ی باز به شرط طلبیدن باشد
بارم افتاده به دادم نرسی بر بادم
در رفاقت همه جا ، جور کشیدن باشد
امشب گرفته این دلم حال و هوای تو
گفتم حسین وگریه ها کردم برای تو
آقا اجازه میدهی که نوکرت باشم
ارباب من باشی و من باشم گدای تو؟