بانویی کنج حرم

شب جمعه حرمت بوی محرم دارد
بانویی کنج حرم مجلس ماتم دارد

شب جمعه شده و باز دلم رفت حرم
دل آشفته ى من, صحن تو را کم دارد

بانوی مظلومیست

امشب بجز معصومه نامی در سرم نیست
یعنی برای عشق و مستی هیچ کم نیست

من شعر میگویم برایش , این فضیلت
حتی میان شعر های محتشم نیست

اهل دل

با مناجات علی اهل دل شب میشوم
با تقرب بر حسین اینجا مُقرب میشوم

چون علی گردید عبد مِن عبید مصطفی
من هم از این منظر امشب عبد زینب میشوم

آتش زد حرم را

این بار اول نیست آتش زد حرم را
سوزاند دشمن باز بیتی محترم را
آتش زدن از خانه مادر شروع شد
فرعون امت سوزاند اول آن حرم را

مرد کریم

جان میدهم پای نگاری که گرفتم
دارد نفس حسّ بهاری که گرفتم

خوشحالم از اینکه قلم وقف حسن‌(ع)شد
خوشحال تر از پشتکاری که گرفتم

رو سیاهم

رو سیاهم , بی پناهم آمدم
سربه زیرم غرق آهم آمدم

دست خالی نه … که دست پر ببین
این من و بار گناهم آمدم

یک قدم می‎آیم

یک قدم می‎آیم و صدها قدم یارم شوی 

با همه ناقابلی آقا خریدارم شوی

نیست گهگاهی حواسم با تو پس در غفلتم

در کمال بی خیالی ناگهان یارم شوی

مه هاشمیان

باز در هیئت ما صحبت ابروی تو بود

حرفهامان همه از چهره ی نیکوی تو بود

نامت آمد به زبان مجلس ما خوشبو شد

عطر این یاس دل افزا همه از بوی تو بود

خمارم من

خمارم من خمار باده های زیر ایوانش
مرا شکری است تا هم رشته هستم با خمارانش

نوشتن,آب,بابا را سگ کویش به من آموخت
کسی که صد چو عیسی میشود طفل دبستانش

گوشه ایوان ‌تو

جز گوشه ایوان ‌تو , دل بند ندارد
آری اثرِ بندِ تو را , پند ندارد

از عارف و عامی همه دل داده به زلفت
زنجیر کسی اینهمه دربند ندارد

یا ابوفاضل مدد

روبروی گنبدت هر قامتی تا میشود
ای که با آوردن نامت گره وا میشود

هرچه حاجت بر درت آورده هر کس تا کنون
مطئمناً یا برآورده شده یا میشود

مجموعه اشعار محرم

بسم رب الحسین علیه السلام

سلام و عرض ادب

با توجه به فرارسیدن ماه محرم و

 

مجموعه اشعار محرم به تفکیک شب های محرم  در قالب  فایل pdf

دانلود

 

دکمه بازگشت به بالا