صدای گریه اش بند آمده فکری به حالش کن
اگر دادی به بابایش دهند دیگر حلالش کن
صدای گریه اش بند آمده فکری به حالش کن
اگر دادی به بابایش دهند دیگر حلالش کن
نهال اهل حرم طعمه تبر شده است
تنت چقدر سزاوار بال و پر شده است
به خاک می کِشی از بس عزیز من پارا
کنار پیکر خود میکشی تو بابا را
دست بوست گرچه آمد از هوا تیری سه پر
دید چشمت سوی خیمه می دود آنجا نشست
چیزی نمانده است , سبکبال تان کنند
چیزی نمانده است,که بد حال تان کنند
از چه چنین تو در تب و تابی ؟ , علی بخواب
این ناله نیست مال بی آبی , علی بخواب
آورده ام در شهرتان خاکسترم را
آیات باقی مانده بال و پرم را
تا اینکه نیزه ای بدنش را به خون کشید
گرگی رسید و پیرهنش را به خون کشید