خوشا به حال دل بیقرار بعضی ها
به این وجود پر از انتظار بعضی ها
به آب دیده نوشتم که یوسفم چه شده
کجاست خواهش و دارو ندار بعضی ها
شعر آیینی
بیا که صوتِ قرآنت کران تا بیکران جاریست
طنینِ گام های تو به گوشِ عاشقان جاریست
تو که می دانی آقا جان غمِ تنهاییِ ما را
نهان از درد لبریز و سرشک از دیدگان جاریست
نیست بیداری دراین خواب زمستانی ما
چه مکافاتی شده شبهای هجرانی ما
رودها از درد ناشکری به خشکی میرسند
خشک شد از معصیت چشمان بارانی ما
قراردل بی قرارم کجایی
به جز تو کسی را ندارم کجایی
دراین میکده تا به کی از تو دوری
ز صهبای مستت خمارم کجایی
ری قبله گشته با حرم سیدالکریم
عزت گرفته با قدم سیدالکریم
عقده گشای قبر خراب حسن شده
صحن و سرای محترم سیدالکریم
خانه ات آباد، مارا قبل ویرانی ببخش
نوکر دل مُرده ات را ، مهربان جانی ببخش
عذر خواهی میکنم خیلی خلاصه مختصر
نامه ی جرم مرا امشب که میخوانی ببخش
کهنسالان چه بسیارند اما پیر ها اندک
که عبرت ها فراوانند و عبرت گیر ها اندک
برای پاک کردن باید اول پاک بود ، اما
شد از آلودگی نفس ها تاثیر ها اندک
باری خراب دارم و حالا شکسته ام
عبدی اسیر هستم و آقا شکسته ام
دستم بگیر فاتحِ دلهایِ مضطرب..
من مدّتی ست از غمِ دنیا شکسته ام
جای دارد که معطّر بشوم سالِ جدید
توبه ای کرده.. مطهّر بشوم سالِ جدید
بهرِ تعجیلِ فرج کاش دعایی بکنم
وَ اسیرِ غمِ دلبر بشوم سالِ جدید
ای آشنای این دل درد آشنای من
روز فراق تو شده شام عزای من
دارمدوباره سر بههوای تو میشوم
حالا کهنیست هیچدلی مبتلای من
مسیر ما مشخص می شود آری
به این شب زنده داری ها و بیداری
محرم می رسد از راه و میدانم
تو می آیی نسیم گریه میآری
خدا کند ورق روزگار برگردد
امیدِ مردمِ چشمانتظار برگردد
دعاکنیدکهبعدازهزارسالعطش
دوباره آب به این شورهزار برگردد