شعر شهادت حضرت زهرا (س)

حیف نشد

گفتم این اشک که مرحم بشود حیف نشد
مرحم آتشِ قلبم بشود حیف نشد

مادرم گفت نگو ، سوختم از خاموشی
زینب ای کاش که مَحرم بشود….حیف نشد

فدک و خانه‌ی امن و جگری بی آتش
گفتم ای کاش که با هم بشود حیف نشد

رفته بودیم بیاییم مگر مادرمان
ذره‌ای راحت از این غم بشود حیف نشد

هرچه کردم به کناری بروند و برویم
راهی از کوچه فراهم بشود حیف نشد

خواستم چادرِ مادر نخورَد خاک که خورد
جایِ او قامتِ من خم بشود حیف نشد

خواستم نشکند آنروز غرورم که شکست
مانع آنهمه ماتم بشود حیف نشد

کوچه‌اش سنگ و دلش سنگ و دو دستش سنگین
خواستم ضربت او کم بشود حیف نشد

حسن لطفی

نمایش بیشتر

اشعار مشابه

یک دیدگاه

  1. با سلام

    بنظر می رسد املای کلمه ( مرحم ) در این بیت می باید ( مرهم ) نوشته شود . با توجه به معنی (التیام دهنده) در فرهنگ لغت آنرا در اینجا می آورم :

    ۱_ آیا تا به حال در مورد املا و نگارش کلمه “مرهم” یا “مرحم” دچار تردید شده اید؟ در این مطلب به بررسی املای صحیح این کلمه می پردازیم تا در هر مورد از املا و نگارش درست آن استفاده کنید.

    املای درست این واژه «مرهم» می‌باشد، نوشتن آن به صورت «مرحم» نادرست است.

    معنی مرهم در لغتنامه دهخدا
    معنی کلمه «مرهم» [ م َ هََ ] ( ع اِ ) آنچه بر جراحت نهند، معرب است یا مشتق از رِهمه است به معنی باران ضعیف ، بسبب نرمی آن و بدان جهت که مرهم طلای نرم است که بر جراحت مالند، ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد )، داروی نرم که برجراحت بندند.

    سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
    دل ز تنهائی به جان آمد خدارا همدمی (حافظ)

    با احترام : http://q23.blogfa.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، از سرویس reCAPTCHA Google حریم خصوصی و شرایط استفاده استفاده کنید.

دکمه بازگشت به بالا