صفحه اصلی / شعر مدح و مناجات / شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع) (page 2)

شعر مدح و مناجات اميرالمومنين (ع)

فاتح عرش الهی

هُوالاول علی بود و هُوالآخر علی بوده همیشه اولین و آخرین سنگر علی بوده خودش را در درون کعبه آورده به این دنیا که هم مولود علی بوده ست و هم مادر علی بوده

ادامه »

یا امیر المومنین

دست بالای تمام دست ها دست علی است قدرت حق ابتدا تا انتها دست علی است می شود عضوی مگر از تن جدا محسوب کرد نیست گر او حق چرا دست خدا دست علی است

ادامه »

فقط حیدر صراط المستقیم است

  ساقی نشسته دور او باده زیاد است از این طرف هم مست آماده زیاد است زاهد گمان کرده که هر مستی حرام است هر نعمتی که حق به او داده زیاد است

ادامه »

وصال صحن نجف

هر آنچه غیر تو را در جهان سراب نوشتند به شرح گیسوی تو عارفان کتاب نوشتند طناب بسته ی دستان توست از چه احادیث به جعل،دست تو را بسته ی طناب نوشتند

ادامه »

علی ممسوس فی ذات الله

تا تیغِ زلفت ای پدر خاک! خورد تاب ما سرگذاشتیم بر این تیره ی تراب انگار خلق محرم راز تو نیستند وقتی که هست کعبه چنین بر تنش حجاب

ادامه »

دم “حیدر”

به یُمن حضرت دلبر خدا بر من کرامت کرد همین که نامش آوردم دعایم را اجابت کرد نه تنها من سرآغاز امورم “یاعلی” گفتم خدا هم “یاعلی” گفت و شروع امر خلقت کرد

ادامه »