احمد شاکری

شعر عصر عاشورا و شام غريبان

خضاب زخم شدى

خضاب زخم شدى با حناى نیزه شکسته
پر است سینه ات از رد پاى نیزه شکسته

رسیده ام که دوباره سرم به سینه گذارم
گم است پیکر تو لا به لاى نیزه شکستهبیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت عباس (ع)

عباس من

میخواستی زیباترین شق القمر باشی
مثل همیشه نازنین باید که سر باشی

خیلی هیاهوی نگاه دشمنان سخت است
باید کنارم بعد اینها بیشتر باشیبیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

علی اکبرم

باید از هر سر این دشت علی بردارم
هر کجا می روم آخر علی اکبر دارم

چند باری وسط راه زمین گیر شدم
چون که باید ز تو هر نقطه کمی بردارمبیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت قاسم (ع)

یا قاسم ابن الحسن(ع)

به نسیمی که از آن عطر تنت مانده هنوز
روضه های تو و زخم بدنت مانده هنوز

این همه زخم ،تو یک آه نگفتی اما
روی لب هات دَم یا حسنت مانده هنوزبیشتر بخوانید »

شعر وروديه كربلا

بیا برگردیم

خدا کند نشود خیمه ای بنا اصلا
در این مکان نشود آتشی رها اصلا

خدا کند نرسد دست بادها حتی
به بندهای نقاب سکینه ها اصلابیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت زهرا (س)

بهار زندگانی

تو را می شویم و آه از دهانم می چکد هردم
بهار زندگانی مثل پاییز است و دلسردم

دوباره خون تازه می چکد اسما مواظب باش
من این نیلوفرم را از دل آتش در آوردمبیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسن عسكری (ع)

حضرت باران سامرا

ما مانده ایم و حسرت ایوان سامرا
جامانده ایم و دست به دامان سامرا

ما کسب آبرو ز غبار تو می کنیم
از ذره های خاک بیابان سامرابیشتر بخوانید »

شعر ولادت پيامبر اكرم (ص)

تمام عشق

سوگند می خوریم به قالو بلای عشق
سوگند می خوریم به بدرالدجای عشق
ما زنده ایم زنده به حال و هوای عشق
خانه به دوش و در به در کوچه های عشقبیشتر بخوانید »

دسته‌بندی نشده

بابا حسین(ع)

سرت به دامنم اینبار مثل قبل نشد
هنوز لحظه‌ی دیدار مثل قبل نشد

تو آمدی که من آرام تر شوم نشدم
دل شکسته‌ام انگار مثل قبل نشد

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

یا شیخ الائمه

باز هم سوخته انگار درِ این کوچه
نمکی خورده به زخمِ جگرِ این کوچه

من از این کوچه از این راه بدم می‌آید
بس که شوم است همیشه خبرِ این کوچه

بیشتر بخوانید »

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن