کربلا محشر کبری شده است واویلا
خون جگر حضرت زهرا شده است واویلا
گوش در گوش همه لشگریان میگفتند
پسر فاطمه تنها شده است واویلا
کربلا محشر کبری شده است واویلا
خون جگر حضرت زهرا شده است واویلا
گوش در گوش همه لشگریان میگفتند
پسر فاطمه تنها شده است واویلا
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
دل های عرشیان همه در تاب و در تب است
اصلا بیا بمان که فقط روشنی دهی
خورشید من بدون تو هرروز من شب است
ای وای از آن دمی که آیینه ها شکستند
وقتی دل شما را در کربلا شکستند
وقتی که بیعت خود تنها برای درهم
یک عده کوفیان آدم نما شکستند
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
عزیز فاطمه از اسب بر زمین افتاد
قسم به اشهد ان لا اله الا الله
همین که خورد زمین مادرش رسید از راه
یک مشک , یک غیرت که از آن روبرو آمد
طفلی صدا زد بچه ها گویا عمو آمد
باید به استقبال آب و آبرویش رفت
وقتی عمو از جنگ آب و آبرو آمد
مانند سایه از سرم ای تاج سر , مرو
ما با هم آمدیم و تو بی همسفر , مرو
تنها نه این که خواهر تو , مادر تو ام
از رفتنت به خاطر من در گُذر , مرو
از شوق یاری ام دل از دست داده ای
تا آفتاب عصر خودت را کشانده ای
شرمنده ام …فرات پر آب است و تو عزیز
مانند ماهیان به تلظی فتاده ای
یک پر, دو پر , نه ! سهم تو تیرسه پر شده
سهم تو از بقیه کمی بیشتر شده
تیری که از سه جای گلویش دریده است
بیرون کشیدنش چقدر دردسر شده
زجا خیز ای گُل لیلا , امیدم بیشتر گردد
بگو بابا , که نیروئی به زانو باز برگردد
جوابم را نمیگوئی نگو , اما نگاهم کن
که با هر یک نگاهت سوی چشمم بیشتر گردد
این نیزه های در بدنت میکشدمرا
این لخته خون دردهنت میکشد مرا
ای سروناز منچقدر قطعه قطعه ای
این پاره پ ا رهپ ا ره تنت میکشد مرا
این اسبها از این بدنم پا نمی کشند
جانم درآمد از کفنم پا نمی کشند
تا که گلاب ناب مرا در نیاورند
از غنچه های یاسمنم پا نمی کشند