دلبر دلش گرفته دلدار گریه کرده
عاشق همیشه وقت دیدار گریه کرده
به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود
از توبه گنهکار ، غفار گریه کرده
دلبر دلش گرفته دلدار گریه کرده
عاشق همیشه وقت دیدار گریه کرده
به آشتى بنده ، مشتاق تر خدا بود
از توبه گنهکار ، غفار گریه کرده
ارباب آمده ثمر باغ لاله اش
کرده ظهور فاطمه اى در سلاله اش
امد کسی که مهجه قلب حسین را
دست خدا سند زده پشت قباله اش
حدیث مادر مارا کبود میفهمد
کشیده خوردهء دست یهود میفهمد
نفس نفس زدنش را کبوتری زخمی
که تنگ شد نفسش بین دود میفهمد
بهشت آرزوی من
گمونم بهتری خانوم
خدارو شکر که بازم
خودت پشت دری خانوم
گرچه سنگ از همه بسیار در آنجا خورده
نام مجنون به سر کوچه لیلا خورده
عاشق از سرزنش مردم این کوچه مرنج
قیمتى تر شده قالیچه اگر پا خورده
این مرد که در گوشه بستر نگران است
واللهِ که مظلومترین مرد جهان است
از زندگى پرغم خود سیر شد امشب
خیبر شکن از غصه زمینگیر شد امشب
حدیث مادر مارا کبود میفهمد
کشیده خوردهء دست یهود میفهمد
نفس نفس زدنش را کبوتری زخمی
که تنگ شد نفسش بین دود میفهمد
مقابل تو نشستم هلال نیمه من
به حال من نظرى ، نظره رحیمه من
ز بى قرارى خواهر ، سه روز میگذرد
از آن دو بوسه آخر سه روز میگذرد
اگر که از جلواتش نقاب بر می داشت
از آن حقیقت نوری حجاب بر می داشت
بدون شک همگان را پیمبری میکرد
اگر زمان هبوطش کتاب بر می داشت
معجزات چشم زهرا عرش اعظم ساخته
هاجر و آسیه حوا و مریم ساخته
از ازل بیت الاحرام کعبه ، بیت الفاطمه است
کعبه را تسبیح زهرا قرص و محکم ساخته
سحرها تازیانه , خون دلْ شب خورده ام بابا
تشر از زجر و خولى موقع تب خورده ام بابا
لب تو خیزران خوردو لب من درد میگیرد
که من چوب وفادارى ازاین لب خورده ام بابا
در مسیر خانه ی لیلا ز جان باید گذشت
تا وصال یار از صد امتحان باید گذشت
بابی انت و امی چونکه گفتی بر حسین ع
دیگر از فرزند و مال و خانمان باید گذشت