رضا قاسمی

شعر مدح امام حسين (ع)

غصه ی هجران

باز تنهاییم با هم … غصه ی هجران و من
باز می لرزیم با هم … زانوی لرزان و من

من شبیه آسمانِ در بهارم ، ابری ام
یک رقابت هست بین بارش باران و من

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

روضه‌ات دریاست

باز می‌سوزیم از غم؛ آتشِ هجران و من
روضه‌ات گرم است، با این هر شبه مهمان و من

من شبیه آسمانِ بغض کرده؛ ابری‌ام
یک رقابت هست، بین بارشِ باران و من

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت پيامبر اكرم (ص)

دلبرم

دلبری تکسوار می‌بینم
در زمستان؛ بهار می‌بینم
زلف یار است؛ این که رویا نیست ؟!
یا که نه؛ باز، تار می‌بینم !
بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت محسن (ع)

طفلکم

پسر سومم ای آرزوی ناب بخواب
ماه نورانی من در شب مهتاب بخواب

ذکر رویاییِ رویای شبم “لالایی”ست
طفلکم ! در دلِ آرامش این خواب بخواب

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام حسن (ع)

گدایش بیشتر

هر که خوانش بیش، مسکین و گدایش بیشتر
هر کسی هم که گدایش بیش، جایش بیشتر

کلّ فرزندان زهرا سفره‌دارند و کریم
بینِ اولادِ کریمش؛ مجتبایش بیشتر

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت رقيه (س)

خاطرات

ترک خوردی ای شیشه‌ی عمر من !
ای آیینه‌ی قدّیِ مادرم !
اگر چه کمی تاره اما بشین
خودت رو ببین توی چشم ترم

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام سجاد (ع)

مقتل مکشوفه‌

پسرِ مادرِ آبی؛ پدرِ اشک شدی
در مسیر غمِ خود همسفر اشک شدی
آسمان خیس شد از بارش بارانِ زمین
تا که بالا برود؛ بال و پر اشک شدی

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

دست‌هایت

می‌سپارم دل به دستت ای «امانت‌دارْ دست»
باز، آئینه ! بکِش بر این همه زَنگار، دست

آه اگر می‌خواهی از نابودیِ من بشنوی
پا بکش از خانه‌ی دل؛ از سرم بردار، دست

بیشتر بخوانید »

شعر مصائب اسارت كوفه

سر بریده

پیکرت در قتلگاه افتاده بود و سر نداشت
آن طرف بر نیزه‌ای دیدم سرت پیکر نداشت

بی برادر بودی و مظلوم، گیر آوردنت
گفتم ای قصاب‌ها آخر مگر خواهر نداشت ؟!

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت حضرت علی اكبر (ع)

سرو گلزار

تا که عقابت با سوارِ خویش، پر زد
طوفانِ پاییزی به باغ من ضرر زد

آه ای امید خیمه‌ها !؛ وقتی که رفتی
افتاد، از پا زینب و دستی به سر زد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن