رضا قاسمی

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

اباالایتام

ای تسلای دلم ؛ در غم بی مادری‌ام
قصدِ رفتن بکنی ؛ پشت سرت می‌بری‌ام
مثلِ پیراهن کعبه که عزادار شده
بسته‌ام زخمِ تو را با گره‌ی روسری‌ام

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

بوی خاک کربلا

زائری دیدم که دارد چشمِ تر می‌آورد
یک نفر هم نذر پاهای تو سر می‌آورد

کفتری دیدم که از بالابلندِ گنبدت
نذر چوبِ جاروی صحن تو پر می‌آورد

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام زمان (عج)

اشکِ شوق

در صحن طبعم واژه‌ها هم بیقرارند
انگار حسّ و حال شعری تازه دارند
وقتی که حرف از مُنتَظَر شد بغض کردند
گفتند یک عمر است که چشم انتظارند
بیشتر بخوانید »

شعر ولادت حضرت عباس (ع)

دست

 

دل به دستِ تو سپردم ای «امانت‌دار ، دست»
باز ، آئینه ! بکِش بر این همه زَنگار ، دست

آه ، می‌خواهی اگر از ریشه نابودم کنی …
پا بکش از خانه‌ی دل ؛ از سرم بردار ، دستبیشتر بخوانید »

شعر ولادت امام حسين (ع)

صاحب کرم

شاعر شدم با قنوتی ، در دست ، دفتر گرفتم
گفتند من هم نوشتم ، مضمونی از سر گرفتم
اینجا که من ایستادم ، درگاه دارُالاجابه‌ست
صاحب کرم که بماند ، من حاجت از در گرفتم
بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

کبوترِ حَرم

دوباره می‌روم آرام و بی صدا مشهد
سلام حضرت سلطان ؛ سلام یا مشهد

سلام می‌دهم از دور و می‌شوم نزدیک
چقدر فاصله‌ها کم شده‌ست ، تا مشهد

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

ساکن کربلا

با سلامی می‌شوم هم‌کاروان زائران
در به رویم باز کن ای میزبان زائران

سفره‌ات را پهن کن ای سفره‌دار کربلا
خرج کن سهمیه‌ای از آب و نان زائران

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

امیرِ کبیر

به تو امیرِ کبیرِ غدیر می گویند
به نوکران تو عَبدُالاَمیر می گویند
به گرد و خاک مسیر تو کوهِ سر به فلک
به کوه ، پیش تو سنگی حقیر می گویندبیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات

داغ هجران

افزوده شد بر غیبتت یک سال دیگر هم
بد می‌شود هر سالِ بی تو ؛ بلکه بدتر هم

شد کاسه‌های صبرمان لبریز از غصه
از شعرهای گریه‌دار هجر ، دفتر هم

بیشتر بخوانید »

شعر ولادت اهل بيت (ع)

بهشت برین

همان زمان که در آفاقِ عرش ، دیده شدی
برای قصه‌ی لولاک ، برگزیده شدی
تو میوه‌ی ملکوتی که در شب معراج
به اذن حضرت پروردگار ، چیده شدیبیشتر بخوانید »

بستن
بستن