رضا قاسمی

شعر مدح امام حسين (ع)

می‌روم

شاید امسال بیایم حرمت؛ یا شاید …
سر و کار دل من هست، فقط با «شاید»

باز هم دفتر خود را بزن ارباب، ورق
اصلا افتاده کسی از قلم آقا !؛ شاید

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام جواد (ع)

همسرت

از همان روز ولادت قلبِ مضطر داشتی
بین چشمت چشمه‌ای از حوضِ کوثر داشتی

مشت را بر خاک، می‌کوبیدی و می‌سوختی
هر زمان که روضه‌ی جانسوزِ مادر داشتی

بیشتر بخوانید »

اشعار ویژه (پیشنهادی)

نبود

معرفت در اشک‌هایم قدّ یک ارزن نبود
نور خود را پخش کردی؛ چشم من روشن نبود

در جواب ناله‌ی جانسوزِ «هَل مِن ناصرت»
با خودم گفتم که روی صحبتش با من نبودبیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

صاحِبُ‌الکَرَم

ای صاحِبُ‌الکَرَم ! کَرمت را به رخ بکش
پیش کریم‌ها تو کَمت را به رخ بکش

وقتی تمام خلق، به دنبال شادی‌اند
شور و نشاطِ بزم غمت را به رخ بکش

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت امام صادق (ع)

باغ یاس

همان دستی که آتش زد گل و گلزار حیدر را
دوباره شعله‌اش سوزاند ، باغ یاس دیگر را

اگر چه روبروی چشم‌هاشان پیرمردی بود
ولی آغاز می‌کردند ، جنگی نابرابر را

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام رضا (ع)

گنبدْ طلا

مرا «امام رضایی» شما حساب کنید
غبارِ کاشیِ گنبدْ طلا حساب کنید

میان این همه آوازهای روح‌نواز
مرا «کلاغ» ، ولی خوش صدا حساب کنید

بیشتر بخوانید »

شعر مدح و مناجات امام زمان (عج)

برگرد

بغضِ غمِ دوری‌ات گلوگیر شده
تعجیل بکن ؛ آمدنت دیر شده

از کودکی‌ام منتظرم برگردی
برگرد ، ببین منتظرت پیر شده

رضا قاسمی

شعر تخريب بقيع

هوا بارانی‌ست

در حریمی که حرم داشت ، ولی حالا نیست
آنقدَر خاک نشسته‌ست ، که دیگر جا نیست

ابرها گریه کنِ این همه بغضند ، ولی
خاک ، گِل می‌شود آنجا که هوا بارانی‌ست

بیشتر بخوانید »

شعر شهادت اميرالمومنين (ع)

اباالایتام

ای تسلای دلم ؛ در غم بی مادری‌ام
قصدِ رفتن بکنی ؛ پشت سرت می‌بری‌ام
مثلِ پیراهن کعبه که عزادار شده
بسته‌ام زخمِ تو را با گره‌ی روسری‌ام

بیشتر بخوانید »

شعر مدح امام حسين (ع)

بوی خاک کربلا

زائری دیدم که دارد چشمِ تر می‌آورد
یک نفر هم نذر پاهای تو سر می‌آورد

کفتری دیدم که از بالابلندِ گنبدت
نذر چوبِ جاروی صحن تو پر می‌آورد

بیشتر بخوانید »

بستن
بستن